غيرت يا حسادت؟؟
ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملا متفاوتاند و هر كدام ريشهای جداگانه دارد .
ريشه حسادت خودخواهی و از غرائز و احساسات شخصی میباشد ولی غيرت يك حس
اجتماعی و نوعی است و فايده و هدفش متوجه ديگران است . غيرت نوعی پاسبانی است كه
آفرينش برای مشخص بودن و مختلط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است . سر اينكه مرد
حساسيت فوق العادهای در جلوگيری از آميزش همسرش با ديگران دارد اينست كه خلقت
مأموريتی به او داده است تا نسب را در نسل آينده حفظ كند . اين احساس مانند احساس
علاقه به فرزند است . همه كس میداند كه فرزند چقدر رنج و زحمت و هزينه برای پدر و مادر
دارد . اگر علاقه مفرط بشر به فرزند نبود احدی اقدام به تناسل و حفظ نسل نمیكرد . اگر
حس غيرت هم در مرد نمیبود كه محل بذر را هميشه حفاظت و پاسبانی كند ، رابطه نسلها
با يكديگر به كلی قطع میشد ، هيچ پدری فرزند خود را نمیشناخت و هيچ فرزندی پدر خودرا
نمیدانست كيست ؟ قطع اين رابطه ، اساس اجتماعی بودن بشر را متزلزل میسازد .
پيشنهاد اينكه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهی غيرت را كنار بگذارد درست مثل اينست
كه پيشنهاد شود غريزه علاقه به فرزند را بلكه به طوركلی مطلق حس ترحم و عاطفه
انسانی را به عنوان اينكه يك ميل نفسانی است ريشه كن كنيم . در صورتی كه اين يك ميل
نفسانی در درجات پائين حيوانی نيست بلكه يك احساس عالی بشری است . علاقه به حفظ
نسل در زن هم وجود دارد ، ولی در آنجا احتياج به پاسبان نيست ، زيرا انتساب فرزند به مادر
هميشه محفوظ است و اشتباه پذير نيست . از اينجا میتوان فهميد كه حساسيت زن در منع
آميزش شوهر با ديگران ، ريشهای غير از حساسيت مرد در اين مسأله دارد . احساس زن را
میتوان ناشی از خودخواهی و انحصار طلبی دانست ولی احساس مرد چنانكه گفتيم جنبه
نوعی و اجتماعی دارد . ما منكر حس حسادت و انحصارطلبی مرد نيستيم . ما مدعی
هستيم كه فرضا مرد حسادت خود را با نيروی اخلاقی از ميان ببرد يك نوع حس اجتماعی در
او وجود دارد كه اجازه نمیدهد با آميزش همسرش با مردان ديگر موافقت كند . ما مدعی
هستيم منحصر شناختن علت حساسيت مرد به حس حسادت كه يك انحراف اخلاقی فردی
است اشتباه است . در برخی از روايات نيز بدين موضوع اشاره شده است كه آنچه در مردان
است غيرت است و آنچه در زنان است حسادت . برای توضيح اين مطلب میتوان يك نكته را
افزود و آن اينست كه زن هميشه میخواهد مطلوب و معشوق مرد باشد . جلوهگریها ،
دليریها ، و خودنمائیهای زن همه برای جلب نظرمرد است . زن آنقدر كه میخواهد مرد را
عاشق دلخسته خويش كند طالب وصال و لذت جنسی نيست . اگر زن نمیخواهد كه
شوهرش با زنان ديگر آميزش داشته باشد به اين جهت است كه میخواهد مقام معشوق
بودن و مطلوب بودن را خاص خود كند . ولی در مرد چنين احساسی وجود ندارد .اينگونه
انحصار طلبی در سرشت مرد نيست . لهذا اگر مانع آميزش زنش با مردان ديگر است ،
ريشهاش همان حراست و نگهبانی نسل است.
شهوت پرستان از اينكه همسران آنها مورد استفادههای ديگران قرار بگيرند رنج نمیبرند و
احيانا لذت میبرند و از چنين كارهائی دفاع میكنند . برعكس ، افرادی كه با خودخواهيها و
شهوات نفسانی مبارزه میكنند و ريشههای حرص و آز و طمع و ماده پرستی را در وجود خود
نابود میكنند و به تمام معنی " انسان " و " انساندوست " میگردند و خود را وقف خدمت به
خلق میكنند و حس خدمت به نوع در آنان بيدار میشود ، چنين اشخاصی غيورتر و نسبت به
همسران خود حساستر میگردند . اينگونه افراد حتی نسبت به ناموس ديگران نيز حساس
میگردند . يعنی وجدانشان اجازه نمیدهد كه ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گيرد . ناموس
اجتماع ناموس خودشان میشود . علی عليه السلام جمله عجيبی دارد . میفرمايد :
" « ما زنی غيور قط » "
يعنی هرگز يك انسان شريف و غيور زنا نمیكند . نفرموده است : انسان حسود زنا نمیكند ،
بلكه فرمود انسان غيور زنا نمیكند . چرا ؟ برای اينكه غيرت يك شرافت انسانی و يك
حساسيت انسانی است نسبت به پاكی و طهارت جامعه . انسان غيور همانطور كه راضی
نمیشود . دامن ناموس خودش آلوده گردد ، راضی نمیشود دامن ناموس اجتماع هم آلوده
شود . زيرا غيرت غير از حسادت است . حسادت يك امر شخصی و فردی و ناشی از يك
سلسله عقدههای روحی است ، اما غيرت يك احساس و عاطفه نوع بشری است . اين خود
دليل است كه " غيرت " از خودپرستی ناشی نمیشود ، احساس خاصی است كه قانون
خلقت برای تحكيم اساس زندگی خانوادگی كه يك زندگی طبيعی است نه قراردادی ، ايجاد كرده است .
برگرفته از کتاب مسئله حجاب استاد شهید مطهری