رزق و روزی

حضرت باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که خداوند فرموده:

به عزت و جلالم و عظمت و کبریایی و نور و علو و برتری موقعیتم قسم؛ هرگز بنده ای خواست خود را بر خواست من مقدم نمی کند مگر آنکه امورش را پریشان و دنیایش را به هم ریخته و قلبش را به آن مشغول کرده و از دنیا به او مگر آنچه برایش مقدر کرده ام، نمی رسانم 

 و به عزت و جلالم و عظمت و کبریایی و نور و علو و برتری مقامم سوگند هیچ بنده ای خواست من را برخواست خود مقدم نمی کند مگر اینکه ملائکه ام او را حفاظت می کنند و آسمان ها و زمین ها را کفیل رزقش قرار می دهم و برای او برتر از تجارت هر تاجری خواهم بود و دنیا در عین تواضع به سوی او رو می آورد.

در این روایت گرانقدر کمی تأمل کن که خداوند چه رازهایی را برای بنده اش می گشاید.می گوید علت آشفتگی زندگی انسان ها پیروی از میلشان است -به جای اطاعت از خواست خدا- و می فرماید : اگر بنده ی من خواست مرا بر میل خود حاکم کرد ملائکه من او را حفاظت می کنند و آسمان و زمین برای رزق در حد کفاف برای او تلاش می کنند و خود من ماوراء هر تجارتی به کمک او خواهم بود و دنیا به دنبال او می آید به جای آن که او به دنبال دنیا برود.

نکته اینکه به جای دویدن به دنبال رزق و غفلت از اطاعت خدا، اگر اطاعت از خدا را ترجیح دهیم و در حد وظیفه تلاش کنیم، چگونه همه ی عالم در خدمت ما قرار می گیرند...

قابل توجه کسایی که سه شیفت کار می کنن و باز هم از نداریشون می نالند  کمی تأمل کنیم شاید راه های بهتری هم وجود داشته باشه ...

 

 

یادداشت اختصاصی روح‌الله حسینیان درباره ابهامات توافق ژنو:


در عبارات تفاهم‌نامه 8 پیش شرط برای حق غني‌سازي ایران بکار رفته است/ در گام نهایی، یک عبارت خطرناک وجود دارد

گروه سیاسی - رجانیوز: حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در یادداشتی اختصاصی برای «رجانیوز»، مطالبی را درباره ابهامات توافق هسته‌ای ژنو بیان کرده که متن کامل آن به شرح زیر است:

به نام خداوند درهم‌شكننده مستكبران

قبل از ورود به اصل بحث چند نكته را متذكر مي‌شوم.
 
1ـ ضمن قدرداني از تلاش دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران خصوصاً تيم مذاكره، نقد اينجانب هرگز به معناي ناديده انگاشتن زحمات دوستان نيست، بلكه براي اصلاح نواقص و خدمت بهتر به مردم بزرگوار ايران است.
 
2ـ ما هرگز با مذاكره مخالف نيستيم. انعطاف را نيز يكي از اصول پيشروي و دستيابي به هدف مي‌دانيم چنانچه پيامبر(ص) در معاهده‌ي حديبيه نشان داد. ولي استراتژي نظام اسلامي را همانگونه كه امام خميني ترسيم كرده‌اند به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد بر سرتاسر جهان و به زير كشيدن همه‌ي طواغيت مي‌دانيم و گاه عقب‌نشيني را نيز لازمه‌ي اين استراتژي مي‌شماريم. ولي معتقديم بايد با مردم صادق باشيم، به مردم بگوييم واقعاً چه چيزي را از دست داده‌ايم و چه چيزي به‌دست آورده‌ايم و چرا. همانگونه كه امام و پيشوايان در پذيرش قطعنامه با مردم در ميان گذاشتند. چه اينكه اعتماد مردم بزرگترين سرمايه‌ي اجتماعي جمهوري اسلامي ايران است.
 
ما تفاهم‌نامه‌ي ژنو را نه جام زهر مي‌دانيم نه دستاوردي شادي‌آفرين، بلكه آن را انعطافي ضروري براي تقويت درونمايه انقلاب مي‌شماريم. ما از پي‌آمدهاي تفاهم‌نامه نگرانيم و نگراني خود را با دولت در ميان مي‌گذاريم كه راهي دقيق‌تر و عاقبت‌انديشانه‌تر چاره‌ساز نماييم تا در مقابل حجت خدا مهدي فاطمه صاحب اين كشور و رسول خدا صاحب شريعت اين مردم و شهدايي كه در طول تاريخ جانشان را براي سربلندي و حفظ استقلال و اسلاميت اين سرزمين فدا كردند ‌پاسخگو باشيم.
 
اما نگراني‌هاي ما
 
1ـ با اينكه مسئولين، رئيس دولت و وزير امور خارجه اصرار دارند كه كشورهاي 1+5 در اين تفاهم‌نامه به حق غني‌سازي جمهوري اسلامي اذعان كرده‌اند، با دقت در آن چنين چيزي را با صراحت نمي‌يابيم. در عبارات تفاهم‌نامه حق غني‌سازي اورانيوم يا با عباراتي دوپهلو يا مقيد آمده است كه نتيجه‌اي جز محدودسازي حق غني‌سازي هيچ مفهوم ديگري ندارد. در مقدمه‌ي تفاهم‌نامه به جاي حق غني‌سازي اورانيوم چنين آمده است: «بهره‌گيري از انرژي هسته‌اي» و اين عبارت مفهومي عام و قابل تفسير دارد. اوباما نيز در نطق خود به حق غني‌سازي اشاره نكرد، بلكه از استفاده از انرژي هسته‌اي سخن به ميان آورد. به‌علاوه در ساير جاهايي كه تفاهم‌نامه سخن از «حق غني‌سازي» به‌ميان مي‌آورد، چنان با قيدهايي آن را مقيد مي‌كند كه جز با محدودسازي حق غني‌سازي قابل تعريف نمي‌باشد. در همان مقدمه آمده است:
 
«يك برنامه‌ي غني‌سازي با تعريف مشترك و محدوديت‌هاي عملي» حال آنكه واژه‌ي «غني‌سازي اورانيوم» يك واژه علمي هم در فرهنگ‌نامه‌ها آمده است، هم در قوانين بين‌المللي و هم در فيزيك مشخص شده است. پس چه نيازي به تعريف مشترك بين ايران و شش كشور زورگو و قيد «محدوديت‌هاي عملي» به‌عنوان دومين قيد هست و چه حقي را براي ايران باقي مي‌گذارد؟
 
از همه خطرناك‌تر در يكي از پاراگراف‌هاي «گام نهايي» آمده است كه عملاً تمام حقوق غني‌سازي ايران را پايمال مي‌كند. به اين عبارت و قيدهاي آن دقت كنيد:
 
«متضمن يك برنامه‌ي غني‌سازي كه [1] توسط طرفين تعريف مي‌گردد [2] برنامه‌اي كه شاخصه‌هاي آن با موافقت طرفين باشد [3] منطبق با نيازهاي عملي [5ـ4] با محدوديت‌هاي مورد توافق درخصوص دامنه و سطح فعاليت‌هاي غني‌سازي [6] ظرفيت غني‌سازي [7] محل‌هايي كه در آن غني‌سازي انجام مي‌شود [8] ذخاير اورانيوم غني‌شده براي دوره‌ي زماني كه مورد توافق قرار مي‌گيرد.»
 
چنانچه ملاحظه فرموديد. درست است كه براي ما حق غني‌سازي قايل شده‌اند، ولي با هشت قيد و شرط آمده كه عملاً دست‌آوردي براي جمهوري اسلامي نخواهد داشت. به قول اصوليون با اين حساب استثناء مستهجن مي‌شود كه آنچه ممكن مي‌شود جز اندكي باقي نمي‌ماند.
 
ب ـ با دقت در محدوديت غني‌سازي اورانيوم در گام نهايي و محدوديت‌هاي گام اولي، سرنوشت غني‌سازي در ايران جز به خود تعطيلي نمي‌انجامد و مي‌توان حدس زد كه كشورهاي 1+5 تنها اجازه خواهند داد غني‌سازي در وضعيت موجود باقي بماند. موارد تحميل شده در قرارداد را بار ديگر مرور مي‌كنيم:
 
1ـ غني‌سازي 20% كه عنصر مهم در نيازهاي درماني كشور ماست و راديو داروها از آن استحصال مي‌گردد ممنوع شده.
 
2ـ ايران تنها حق دارد تا 5% درصد اورانيوم را غني كند.
 
3ـ تأسيسات نظنز و فردو گسترش نمي‌يابد.
 
4ـ تأسيسات آب‌سنگين اراك به همين حال باقي مي‌ماند.
 
5ـ هيچ سانترفيوژ جديدي نصب نمي‌گردد.
 
6ـ سانترفيوژهاي نصب‌شده كه هنوز گاز 6UF به آن تزريق نشده فعال نمي‌شوند.
 
7ـ گاز 6UF به 12 آبشار فردو تزريق نمي‌شود.
 
8ـ هيچ سانترفيوژ جديدي ساخته نمي‌شود مگر براي جايگزيني سانترفيوژهاي كلش شده.
 
نتيجه‌ي اين وضعيت توليد سالانه حدود 400 كيلوگرم اورانيوم 5ـ5/3% درصدي است. لازم است دوستان بدانند كه راه‌اندازي يك رئاكتور 1000 مگاواتي نيازمند 70 تن اورانيوم غني شده است و براي ادامه‌ي فعاليت نيازمند سالانه حدود 30 تن اورانيوم است. شما حساب كنيد براي راه‌اندازي يا لااقل ادامه يك رئاكتور بايد چند ده سال سانترفيوژ‌هاي مجاز بچرخند؟
 
اينجاست كه خود به نتيجه مي‌رسيم كه بايد غني‌سازي را تعطيل كنيم. حال آنكه نتايج چند سال تحقيقات و تجربه اكنون ما را به توان توليد انبوه سانترفيوژ و بهبود كيفيت نسل 1 به 2 و 3 رسانده است و اكنون زمان بهره‌برداري است.
 
ج ـ در قرارداد آمده است «بازرسان آژانس حق دارند به كارگاه‌هاي مونتاژ سانترفيوژ و كارگاه‌هاي توليد روتور و محل نگهداري آنها دسترسي داشته باشند.» سانترفيوژ يك دستگاه غيرفعال است بدون نيروي انساني، نصب، الكتريسته و گار 6UF قادر به هيچ توليدي نيست. پس اصرار آنها بر دسترسي براي چيست؟ آيا جز براي شناسايي منابع توليد آلياژ و قطعات است كه مشكلات جديدي را براي آنها به‌وجود آورند؟
 
دـ در تفاهم‌نامه آمده است: «توليد سانترفيوژ در ايران در اين شش ماه مخصوص به جايگريني سانترفيوژهاي آسيب‌ديده است» اگر آنها مي‌خواهند حق غني‌سازي را براي ايران به رسميت بشناسند چرا بايد جلو توليد ماشين گرفته شود؟ آيا مي‌دانيد اين به چه معناست؟ اين به معناي رهاكردن شركت‌ها و قطعه‌سازي و خارج شدن صنعت‌گران از اين صنف توليد و اين خسارت بزرگي است؛ زيرا اين صنعت به صنايع دستي و تجربه بيشتر شباهت و نياز دارد تا به صنعت ماشين‌سازي و از دست دادن نيروهاي باتجربه جز از صفر شروع كردن به دنبال ندارد.
 
هـ ـ در تفاهم‌نامه  آمده است «يك كانال مالي به منظور تسهيل تجارت امور انسان‌دوستانه با استفاده از درآمدهاي نفتي ايران در خارج از كشور ايجاد خواهد شد» آنها امور انسان‌دوستانه را خود تعريف كرده‌اند و موارد هزينه را خود مشخص كرده‌اند. آقاي ظريف مگر ايران تحت‌الحمايه يا تحت قيمومت يا مستعمره‌ي كشورهاي غربي است كه خود كانال مالي معين مي‌كنند و خود مصارف آن را مشخص مي‌كنند؟ در تفاهم‌نامه حتي نقش ايران در اين كانال‌ مالي مشخص نشده است.
 
در پايان نگراني ما از رژيم اشغال‌گر قدس و عربستان نيست. سخن آنها اين است كه هيچ حقي به ايران نبايد داده شود ولي ما مي‌گوييم همه‌ي حقوق ما داده شود.

فرشته نجات

مرا دوست بدار اندك ولي طولاني
لطفا حتما تا آخر بخونید...
این روزا که بحث برد برو بچه های والیبال و فوتبال و بانوان فوتسالیست و اصلاحات جناب روحانی داغه می خوام یه قصه ی ناراحت کننده رو برای غیرت ایرانی بیان کنم.
توی آلمان بانک خون اون کشور بیش از 30 میلیون عضو داره یعنی اگه کسی سرطان بگیره احتمال مداواش خیلی بالاست اما توی ایران نزدیک به 20 هزار عضو از 70 میلیون بیشتر نداره.
توی این همه شادی و صفا و این داستانا خیلیا منتظرن که شما فرشته ی نجاتشون بشید.سرطان قابل درمانه با کمک تک تک شما می پرسید چطور؟ نه عضوی از بدن شما بر میدارن نه هیچی فقط یك کم از بزاغ دهانتون با گوش پاک کن بر میدارن و هر موقع کسی سازگار با خون شما پیدا شد یك کم از شما خون می گیرن و پلاکت هاشو میزنن به طرف دوم به نظرتون خیلی کار سختیه؟؟؟!
بیمارستان شریعتی تهران از ساعت 9 صبح تا 1.2 این کار رو توی طبقه دوم اورژانس انجام میده.
می تونید با بیمارستان تماس بگیرید و اطلاعات بیشتر رو ازشون بگیرید.
شاید شما فرشته نجات یک انسان باشید....

ای کاش...

شخصی ... در فیس بوک خود  نوشته است:

حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم
عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد
حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای
قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار میکرد اگر کسی می خواست دخترش را
شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت میکرد و در آخرهم شیخ
خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز
میت می خواند و کارهای بسیاردیگر ...


یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این هین، در یکی از دستشویی¬ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد....
*

ادامه نوشته

امام خامنه اي(مدظله العالي)

مي دونم زياده ولي خيلي جالبه حتما بخونيد!!

نظرات علما و فضلا درباره امام خامنه اي(مدظله العالي):

حضرت امام خمینی ره :

ما در پیشگاه خداوند متعال و ولی بر حق او حضرت بقیه الله ارواحنا فداه افتخار می کنیم به سربازانی در جبهه و در پشت جبهه که شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالی به سر می برند.من به شما خامنه ای عزیز تبریک می گویم که در جبهه های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم و انشالله تعالی خداوند امثال جنابعالی را که جزخدمت به اسلام نظری ندارید،در پناه خود حفظ فرماید
سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب هستید

عارف زاهد مرحوم حاج اسماعیل دولابی

امام خمینی ره مظهر مهابت بود و رهبری (آیت الله خامنه ای) مظهر محبت.خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند.ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط ،خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد ودر هر مرحله ای متناسب باشرایط،خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند...(به ادامه مطلب مراجعه شود...)

ادامه نوشته

عيد سعيد فطر


بخش هایی گلچین شده  از دعای وداع امام سجاد علیه السلام با ماه مبارک رمضان 


- اى خداوند، اینک با او وداع مى‏کنیم، همانند وداع با عزیزى که فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت تنهایى کند...

****

- بدرود اى گرامى‏ترین اوقاتى که ما را مصاحب و یار بودى، اى بهترین ماه در همه روزها و ساعتها.
****

 بدرود اى ماه دست یافتن به آرزوها، اى ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند.
****

-بدرود اى یار و قرینى که چون باشى، قدرت بس جلیل است و چون رخت بر بندى، فراقت رنج افزا شود. اى مایه امید ما که دوریت براى ما بس دردناک است.
****

 -بدرود اى همدم ما که چون بیایى، شادمانى و آرامش بر دل ما آرى و چون بروى، رفتنت وحشت خیز است و تألم افزاى.
****

 بدرود اى همسایه‏اى که تا با ما بودى، دلهاى ما را رقت بود و گناهان ما را نقصان.
****

- بدرود اى یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادى و اى مصاحبى که راههاى نیکى و فضیلت را پیش پاى ما هموار ساختى.
****

 بدرود که آزاد شدگان از عذاب خداوند، در تو چه بسیارند، و چه نیکبخت است آن که حرمت تو نگه داشت.

****

- بدرود که چه بسا گناهان که از نامه عمل ما زدودى و چه بسا عیبها که پوشیده داشتى.
****

 -بدرود اى ماهى که هیچ ماه دیگر را توان همسرى با تو نیست.
****

 بدرود اى ماهى که تا تو بودى، امن و سلامت بود.

****

 - بدرود که به هنگام وداع از تو نه غبارى به دل داریم و نه از روزه‏ات ملالتى در خاطر.
****

- بدرود که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناک.

****

 بدرود که چه بدیها که با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات که ما را نصیب آمد.
****

 -بدرود که دیروز که در میان ما بودى آزمند ماندنت بودیم و فردا که از میان ما خواهى رفت آتش اشتیاق در دل ما شعله خواهد کشید.
عيد سعيد فطر  مبارك 

رمضان ماه خدا

هرکه دارد سر سودای خدا بسم الله/هرکه دارد غم مهمانی ما بسم الله/میزبانان سحر منتظر مهمانند/هرکه خواهد سحر اهل بکا بسم الله/ماه ها منتظر ماه مبارک بودیم/آمد ای منتظران ماه خدا بسم الله/
روزه یعنی عطش روضه لب های حسین/هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله


گر پرده ز رخ باز نماید مهدی (عج(
از خلق جهان دل برباید مهــــــدی(عج(
ای شیعه چنان منتظر مولی باش
گویی که همین جمعه میاید مهدی(عج(


اللهمَّ قَرِّبنی فیهِ اِلی مَرضاتِكَ وَ جَنِّبنی فیهِ مِن سَخَطِكَ وَ نَقِماتِكَ وَ وَفّقنی فیهِ لِقرائةِ ایاتِكَ بِرَحمَتِكَ یا اَرحَمَ الراحِمین.

خدایا مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم وغضبت دور ساز وبرای قرائت قرآنت موفق گردان به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم .



انتقاد


دل نوشته:

گاهي به اين فكر مي كنم كه چرا ديگه توي اين دوره زمونه نميشه  آدماي اهل دل پيدا كرد! چرا همه علما، عرفا و فلاسفه بزرگ براي قديما بودن! چرا كسايي كه حتي نفسشون به آدماي ديگه مي خورد زندگيشون از اين رو به اون رو ميشد ديگه نيستن! يا كسايي كه با نذر يه صلوات گره از زندگي ديگران باز مي كردند (انقدر پيش خدا عزيز بودن و مستجاب الدعوه ) ديگه نيستن... چرا همه چيز عوض شده!؟

خيلي دوست دارم بدونم چرا همه ارزش ها، بي ارزش شدن و بي ارزش ها، ارزش!! ديگه قبح خيلي از گناها ريخته و به اين بهونه كه ميخوايم توي اين جامعه زندگي كنيم، پس بايد مثل بقيه باشيم، اكتفا ميشه ...

واقعا خدا كجاي زندگي ماست؟ به نظرتون ما بايد خدا رو فقط يه گوشه اي از زندگيمون بذاريم( مثلا موقع نماز ) يا هروقت كه دردي داشتيم سراغش بريم؟ فكر مي كنيد اين كافيه؟ به نظرم خدا بايد در متن زندگي ما باشه...

من فكر ميكنم ما با اينكه هر روز به علممون اضافه مي شه از طرفي نگاهمون به مسائل مهم سطحي تر ميشه! حالا به دلايل مختلف مثل: ترس از مسخره شدن ، به چشم ديگران نيومدن يا  تحقير شدن سعي مي كنيم بهشون فكر نكنيم و عميق نشيم يا مدام دنبال توجيه كارامون باشيم. يكي از توجيحات متداول اينه كه هر كسي يه سري گناه داره منم فلان گناه رو مي كنم حالا دليلش چيه ؟! چون آدماي مذهبي فلان گناه ديگه رو ميكنن من نميخوام مثل اونا باشم ... اين توجيه درست نيست چراكه ما مي تونيم هيچ كدوم از اون گناها رو انجام نديم و خوب باشيم اسلام كه با افراد مسلمون نبايد شناخته بشه بايد واقعيت اسلام شناخته بشه و اينكه كدوم گناها بدتره اينا همش با خود خداست و اونه كه قضاوت مي كنه!!  اگر آدمايي مي بينيم كه ظاهرا خوب هستن و خطايي ازشون سر ميزنه اين رو به حساب اينكه اسلام اينطوريه نذاريم و اسلام زده نشيم ما ميتونيم خوب باشيم...

درسته بعضي مذهبيامون همه چي دارن غير اخلاق و برخورد درست و بعضي غيرمذهبيا هم همه چي دارن غير حيا و عفت ولي هيچ كدوم از اين دو دسته  آدم رو كامل نميكنن و ناقصن...

قبلا هركس آدم خوبي بود مي گفتن اهل نماز شب، نافله و مستحبات ديگه ست اما الان مي گن طرف نمازشو مي خونه يعني ديگه خيلي خفن مذهبيه... جايگاه خدا كه نعوذبالله تغييري نكرده پس حتما اين سطح جامعه  و مردم هست كه پايين اومده...

اينم همش به خاطر اينه كه قبح گناه برامون ريخته شده با توجيحاتي كه خودمونم مي دونيم  كه واقعي نيستن...

بياين با خدا روراست باشيم بيايد مستقيم توي چشاي خدا نگاه كنيم ببينيم بازم مي تونيم توجيه كنيم! تازگي از كسي شنيدم كه مي گفت توي كلاس مداحي استاد گفته صداي فلان خواننده زن رو گوش بديد تا دستگاه صداشو ياد بگيريد! به نظرتون ميشه با يه كار گناه يه كار خير انجام داد؟ آخه هدف وسيله رو توجيه نمي كنه!!

مگه ما روايت نداريم حلال محمد تا ابد حلاله و حرام محمد تا ابد حرام. پس چرا به خاطر اينكه شادي كاذب داشته باشيم يا از فلان دستگاه صدا الگو بگيريم حرام را حلال مي كنيم و كارمان رو توجيه ميكنيم؟!

چرا بايد رابطه حروم بين محرم و نامحرم كه حتي در حد نگاه هم تيري از تيرهاي شيطان است باعنوان روابط اجتماعي بسيار عادي جلوه م كنه و همه به داشتنش افتخار كن و از نداشتنش احساس خجالت!

مگه تراشيدن ريش به فتواي همه فقها حروم نيست پس چرا فقط يه قشر خاصي از مردم محاسن دارن و اكثرا بدون ريشند پس يا خيلي ها مرجع تقليد ندارند كه همه اعمالشون حتي نمازشون هم قبول نخواهد بود يا حرام خدا را حلال كردن!!

ببينيد عزيزان اينا چند تا مثال بود براي اينكه حرفام ملموس باشه ولي نكته اي  كه مي خوام بگم اينه كه تكليفتون رو با اين عبارت «دلم ميخواد» روشن كنيم چون كه خيلي از گناها و بيراهه ها از اينجا شروع ميشه اگه دلت چيزي رو كه خدا خواست مي خواد به حرف دلت گوش بده ولي اگه حتي يه كمي بوي گناه مي داد اين ديگه دلم ميخواد نيست تبديل به «هوسم ميخواد» شده!!

اگه عاشق كسي باشي چي كار ميكني؟ نمي خواي خودتو اونجوري كه اون دوست داره بكني؟! مي گردي ببيني از چي خوشش مياد همون كارو مي كني درسته؟ خوب بسم الله به خدا هم همين ديد رو داشته باش ظاهر آدما نشون از باطنشونه اگه واقعا خدا رو دوست داري اون جوري باش كه اون ميخواد طوري تيپ نزن كه جنس مخالف خوشش بياد يا دل همه رو ببري و يه تعريفي هم ازت بكنن كه چقدر خوش تيپ و خوشگله ... طوري باش كه به چشم خدا بياي و وقتي ميبيننت ياد خدا بيفتن يا كسي روش نشه جلوي شما كار غيرخدايي انجام بده!!

 اينا همش ارزشه و شايد اينجور آدما توي جامعه ما كم باشن ولي تو اينطوري باش!

هرچه قدر بهش نزديك بشي بازم كمه  ...

حواست باشه توي آخر زمون خدا دردونه هاشو غربال ميكنه...

الهي من لي غيرك

ياحق

 


آلبوم تصاویر مقام معظم رهبری ، تصاویر حضرت آقا ، عکسهای امام خامنه ای ، خامنه ای به روایت تصویر ، عکسهای زمان جنگ آقای خامنه ای


با خامنه اي كسي نگردد گمراه...


گيرم كه جنگ جملي هست، غمي نيست

يك فتنه بين المللي هست،‌ غمي نيست 

ما تجربه كرديم كه در لحظه فتنه 

تا رهبر ما سيد علي هست،‌ غمي نيست...

اين يك تبليغ نيست!!

سعید جلیلی نامزد انتخابات شد +عکس


روزنامه صهيونيستي جروزالم پست: دلهره آورترين احتمال ،‌ انتخاب جليلي است. سرسختي و زيركي او نگذاشت حتي يك نتيجه مطلوب هسته اي بدست آوريم!!


استاد اصغر طاهرزاده : روحيه مقاوم در برابر استكبار ،‌ معيار است ... بنده به جناب آقاي دكتر جليلي نظر دارم. 9day.ir


دكتر عظيم زاده اردبيلي: وزير اطلاعات گفته است كسانيكه مي گويند دكتر جليلي نماينده دولت (جريان انحرافي و مشايي) است احتمالا خبر ندارند يكي از شرايط آ. احمدي نژاد در خانه نشيني اش تغيير دكتر جليلي بوده و در واقع وزارت اطلاعات و دكتر جليلي با هم جريان انحرافي را كشف و رسوا كردند اما دكتر هيچ گاه نخواست نامش مطرح شود. از نظر بنده ايشان از نشر مديريتي، سياسي ، امنيتي و مخصوصا اخلاقي اصلح هستند.


راي ما جليلي


به نظر بنده براي رياست جمهوري طبق سخنان بزرگان انقلاب سه ملاك اصلي وجود دارد

 اولا: استكبارستيزي ،‌

 دوما: ساده زيستي (درد مردم را بداند) ،‌

سوما: ولايت پذيري

 كه اين سه شاخصه ظاهرا در جناب دكتر جليلي وجود دارد، همان طور كه در صحبت هاي ايشان مي بينيم . بقيه امور با كمك حق تعالي و تدبير و تلاش انشاالله قابل حل مي باشد.  

از برنامه هاي اقتصادي دكتر جليلي حذف ربا از سيستم اقتصادي كشور است ربا روز به روز فقيران را فقيرتر و سرمايه داران را سرمايه دارتر كرده است ويكي از دلايل مهم فاصله طبقاتي در جامعه ما مي باشد. 

رئيس جمهور نبايد وعده هايي بدهد كه نتواند آنها را اجرايي كند همان طور كه مي دانيد مشكلات جامعه را همه مي دانند حتي مردم عادي كوچه و خيابان ولي چرا دكتر جليلي به برخي اشاره نكرده است؟! ولي دكتر تا جايي كه مي تواند به مردم وعده هاي دروغين و رويايي نمي دهد آن مواردي كه براي آن برنامه ريزي دارد و يقينا به آن مي رسد را وعده مي دهد تا اعتماد مردم به مسئولين از بين نرود و فاصله بين مردم و مسئولين ايجاد نشود...

 براي يك رئيس جمهور مديريت، فن سخنوري، پرستيژ و... هم شرط است ولي اولويت نيست كمااينكه در كانديداي ديگر مي بينيم كه فكر سالم اسلامي ندارند ولي فن سخنوري دارند يا ادعاي مديريت دارند ولي اينها ذره اي ارزش ندارد چراكه با درايت بيشتري ما را از چاله به چاه مي اندازند!!! 

همچنين در استفاده از بيت المال رئيس جمهور بايد امانت مردم را حفظ كند و آن را در سر جاي خودش و به نفع و مصلحت مردم خرج كند نه در مصارف شخصي!!

به اميد انتخاب اصلح 


عاشوراي مدينه



عاشوراي مدينه

مادر! مرا از عاشورا مترسان. مرا به كربلا دلداري مده. عاشورا اينجاست!

كربلا اينجاست!

اگر كسي جرأت كرد در تب و تاب مرگ پيامبر، خانه ي دخترش را آتش بزند،‌

فرزندان او جرأت مي كنند، خيمه هاي ذراري پيغمبر را آتش بزنند.

من بچه نيستم مادر! شمشيرهايي كه در كربلا به روي برادم كشيده مي

شود ، ساخته ي كارگاه سقيفه است. نطفه اردوگاه ابن سعد در مشيمه ي

سقيفه منعقد مي شود. اگر علي اينجا نماند كه حسين در كربلا تنها نمي

ماند. حسين در كربلا مي خواهد با دليل و آيه اثبات كند كه فرزندپيامبر است.

پيامبري كه تو در خانه ي او و در حريم او مورد تعدي قرار گرفتي.

تعدي به حريم فرزند پيامبر سنگين تر است يا نوه ي پيامبر؟ مادر! در كربلا

هيچ زني ميان در و ديوار قرار نمي گيرد. خودت گفته اي ما حداكثر تازيانه

مي خوريم اما ميخ آهنين بدنهايمان را سوراخ نمي كند. مادر! وقتي تو را از

پشت در بيرون كشيدند من ميخ هاي خونين را ديدم. نگو گريه نكن مادر! بايد

مرد در  اين مصيبت، بايد هزاران بار جان داد و خاكستر شد. ماسخت جاني

كرده ايم كه تاكنون زنده مانديم. نگو كه روزي سخت تر از عاشورا نيست. در

عاشورا كودك شش ماه به شهادت مي رسد، اما تو كودك نيامده ات

محسن ات به شهادت رسيد.

من ديدم كه خودت را در آغوش فضه انداختي و شنيدم كه به او گفتي: مرا

بگير فضه كه محسن ام را كشتند. پيش از اين اگر كسي صدايش را در خانه پيامبر بالا مي برد. وحي نازل مي شدكه پايين بياوريد صدايتان را.

اگر كسي پيامبر را به نام صدا مي كرد وحي مي آمد كه نام پيامبر را بااحترام

بياوريد. هنوز آب تغسيل پيامبر خشك نشده خانه اش را آتش زدند . آن آتش

كه عصر عاشورا به خيمه ها مي گيرد، مبدأش اينجاست. دختر اگر درد

مادرش را نفهد كه دختر نيست. من كربلا را ميان در و ديوار ديدم

وقتي كه ناله ي تو به آسمان بلند شد. بعد از اين هيچ كربلايي نمي تواند مرا

اينقدر بسوزاند. شايد خدا مي خواهد براي كربلا مرا تمرين درهد تا كاروان

اسرا را سرپرستي كنم اما اين چه تمريني است كه از خود مسابقه مشكل

تر است. در كربلا دشمن به روشني خيمه كفر علم مي كند اما اينها با پرچم

اسلام آمدند گفتندد از فتنه مي هراسيم كدام فتنه بدتر از اين؟ ديگر چه مي

خواست بشود؟ قبول كن كه غم عاشورا هر چه باشد به اين سنگيني نيست.

پدر به هنگام تغسيل روي تو را خواهد ديد و بازوي تو را و پهلوي تورا . و پدر

رااز پس هزار عاشورا است...

«سيدمهدي شجاعي- كشتي پهلو شكسته»

 

فاطميه بايد خون گريه كرد

واي مادرم زهرا (س)...

هم نور هم نون


 
وقتی بحث "رزق و روزی" می شود، خیال برمان می دارد که خدا قرار است پول تو جیبی مان را زیاد کند. یا کسب و کارمان را رونق دهد.
 
یادمان رفته که رزق، معنای گسترده تری دارد. رزق هر کس، سهم اوست از زندگی.
 
سهم او از کتاب هایی که باید بخواند. تجربیاتی که باید به دست بیاورد. دوستانی که باید پیدا کند.
رزق، نان تنها نیست. نور هم هست. سهمیه ای از نور، که هرکس بنا به بینش اش بدان دست پیدا می کند.
قسمت از عنایات پروردگار، که در قالب برآورده شدن حاجات، یا لذت مناجات کردن، نصیب آدم می شود.
رزق، گاهی یک سفر است که می روی و تکه ای از معرفت را لابه لای خستگی های سفر، پیدا می کنی. گاهی هم یک جمله یا حدیث ناب است که یک هو چشمت را نوازش می دهد و در جانت، آن جایی که باید بنشیند، می نشیند.
 
رزق، گاهی لبخندیست که از پشت شیشه ی یک ماشین عبوری، از یک کودک خندان می بینی و دلت کلی وا می شود و تا آخر شب، حالت خوب خوب است.
 
حالا البته؛ نان و پول هم هست.
از جایی که فکرش را هم نمی کردی. یا یک پیشنهاد خوب کاری. یا یک خبر خوب مثل برنده شدن در قرعه کشی بانک یا فروشگاه زنجیره ای!! این ها همه، رزق آدمی اند.
 
هرکس به گونه ای.
و هر روز چند ده مورد از آنها سهم اوست.
تازه یک چیز جالب؛ گاهی رزق آدم ها نوع مرگ شان است. خوب مردن، راحت جان دادن هم نوعی از رزق آدم هاست.
 
خلاصه کسی نمی تواند تقلب کند.
 
کسی نمی تواند رزق کسی را بدزدد. ولی می تواند کاری بکند که سهم معنوی اش از روزی آن روزش بیشتر شود. مثلا می تواند صدقه بدهد. یا برای پدر و مادرش دعا کند... این ها سهم آدم را بالا می برد.
 
سرمایه دار تر می شوی توی حساب و کتاب رزق و روزی.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
پ.ن: سوره مبارکه بقره . آیه ۱۷۲--

*الم یان للذین امنوا اَن تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق*
 
دوستان امیدوارم سال پراز برکت و رزق و روزی پیش روتون باشه
پیشاپیش سال نو مبارک

وقت اضافی برای خدا...!!!

وقت اضــافی برای خدا... !!!!1

1


چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره

که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره

که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره
اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

بسم الله

 

خدایا به غربت حسین علیه السلام مگذار فرزندش مهدی علیه السلام

 بين ما غریب باشد ؛

 

به وفای عباس ما را وفادار مهدی قرار ده ؛

 

 به مناجات سجاد اولین دعا ما را فرج مهدی نما...

تعجيل در فرج ۵ صلوات

التماس دعا

محاکمه آدم

نامت چه بود؟ آدم.

فرزند کیستی؟ من را نه مادریست نه پدر اول یتیم عالم خلقت...

نام محل تولد؟  بهشت پاک.

اینک محل سکونت ؟ زمین خاک.

آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است ...

قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا اینک به قدر سایه بختم به روی خاک!!

اعضای خانواده ؟ حوای خوب و پاک قابیل خشمناک هابیل زیر خاک.

روز تولدت؟ در روز جمعه ای به گمانم که روز عشق.

رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه...

چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان.

وزنت ؟ نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست نه آنچنان وزین که نشینم بر این زمین...

جنست؟ نیمی مرا ز خاک نیم دگر خدا!!

شغلت؟ در کار کشت امیدم به روی خاک...

شاکی تو؟ خدا.

نام وکیل؟ آن هم فقط خدا.

جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه.

تنها همین؟! همین.

حکمت؟ تبعید در زمین.

هم دست در گناه؟ حوای آشنا.

ترسیده ای ؟ کمی.

ز چه ؟ که شوم من اسیر خاک...

آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟  فقط خدا.

داری گلایه ای ؟ حکمی چنین آن هم به یک گناه!!!

دلتنگ گشته ای ؟ زیاد...

برای که؟ تنها فقط خدا.

آورده ای سند ؟ دو قطره اشک...

داری تو ضامنی ؟ تنها کسم خدا.

در آخرین دفاع؟

می خوانمش چنان که اجابتم کند دعا...

 

مکارم الاخلاق و صفات مذموم

 

پنج چيز اگر در كسي نبود در كارهاي دنيا و آخرت از او انتظار كار نيك

 نداشته باش : اصالت خانوادگي ،‌اخلاق نيكو، ثبات در اخلاق ، كرامت نفس

 ،‌و ترس از پرودگارش.

(في بعض مكارم الاخلاق: ص 383)

 

هفت چيز بدون هفت چيز امري ست كه مورد تمسخر قرار مي گيرد : هر

كه با زبان از خداوند درخواست توفيق كند ولي كوشش و تلاش ننمايد و هر

 كه دورانديشي كند ولي خود را بر حذر ندارد و هركه از خداوند طلب

بهشت كند و بر شدائد صابر و شكيبا نباشد و هركه از جهنم به خداوند پناه

 برد ولي شهوات دنيايي را ترك نكند و هر كه نام خدا را بر زبان آورد ولي

مشتاق لقاي او نباشد اينگونه افراد با اين عمل خود را مورد تمسخر قرار

داده اند.

(في بعض الصفات المذمومة: ص395)

 (برگرفته از صحيفه الرضا. جواد قيومي اصفهاني . دفتر انتشارات اسلامي .چاپ سوم . سال 1379)

عامل ترغيب زنان به حجاب و عفاف

عامل ترغيب زنان به حجاب و عفاف

 
روزي حسن بن جهم به محضر امام رضا علیه السلام‌ مشرف شد. وي

 متوجه شد كه حضرت، ظاهري آراسته دارد و خضاب[2] هم كرده است. با

تعجب پرسيد: «خضاب كرده‌ايد؟» امام فرمود: «نَعَمْ بِالْحِنَّاءِ وَ الْكَتَمِ أَمَا عَلِمْتَ

 أَنَّ فِي ذَلِكَ لَأَجْراً إِنَّهَا تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْهَا يَعْنِي

الْمَرْأَةَ فِي التَّهْيِئَةِ وَ لَقَدْ خَرَجْنَ نِسَاءٌ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ

 تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛[3] بله، با حنا و برگ نيل خضاب كرده‌ام؛ مگر نمي‌داني كه

 اين كار، سودي فراوان دارد؛ از جمله آنكه همسر تو دوست دارد درتو همان

 زيبايي و آراستگي را ببيند كه تو دوست داري در او ببيني، و زناني [در اقوام

 گذشته] از دايره عفت، بيرون رفتند و فاسد شدند. و چنين نشدند، مگر به

 دليل كم‌توجهي شوهرانشان به آرايش خود.»

حضرت رضا علیه السلام در سخن ديگري در همين باره فرمود: «أَنَّ نِسَاءَ

 بَنِي إِسْرَائِيلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ

أَزْوَاجِهِنَّ؛[4] زنان يهود از عفت بيرون رفتند و فاسد شدند، و چنين نشدند مگر

 به دليل كم‌توجهي شوهران به آرايش و نظافت خود.» و نيز فرمود: «وَ قَالَ

إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا؛[5] همسرت از تو همان را

مي‌خواهد كه تو از او توقع داري.»


با توجه به سخن امام رضا علیه السلام معلوم مي‌شود كه هدف دين از

 ضروري دانستن حجاب، حذف زمينه‌هاي فساد است. همچنين بايد مرد و زن

 مسلمان، مسائل جنسي خود را منحصر به كانون گرم خانواده قرار دهد؛‌

وگرنه جامعه از سلامت جنسي برخوردار نخواهد بود.

 
[1] علل الشرايع، شيخ صدوق، نشر داوري، قم، ج 2، ص 565، باب علة تحريم النظر إلي شعور النساء.
[2] آنچه كه موي سر و صورت يا پوست بدن را با آن رنگ كنند مثل حنا يا وسمه و يا ساير لوازم آرايشي كه انسان ظاهرش را زيبا و گلگون كند.
[3] مكارم الأخلاق، حسن طبرسي، نشر شريف رضي، ص 81، الفصل الثالث في الخضاب.
[4] همان، ص 80.
[5] همان.

 

غيرت يا حسادت؟؟

غيرت يا حسادت؟؟


ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملا متفاوت‏اند و هر كدام ريشه‏ای جداگانه دارد .

ريشه حسادت خودخواهی و از غرائز و احساسات شخصی می‏باشد ولی غيرت يك حس

اجتماعی و نوعی است و فايده و هدفش متوجه ديگران است . غيرت نوعی پاسبانی است كه

 آفرينش برای مشخص بودن و مختلط نشدن‏ نسلها در وجود بشر نهاده است . سر اينكه مرد

 حساسيت فوق العاده‏ای در جلوگيری از آميزش همسرش با ديگران دارد اينست كه خلقت

 مأموريتی به او داده است تا نسب را در نسل آينده حفظ كند . اين احساس مانند احساس‏

علاقه به فرزند است . همه كس می‏داند كه فرزند چقدر رنج و زحمت و هزينه‏ برای پدر و مادر

 دارد . اگر علاقه مفرط بشر به فرزند نبود احدی اقدام به‏ تناسل و حفظ نسل نمی‏كرد . اگر

 حس غيرت هم در مرد نمی‏بود كه محل بذر را هميشه حفاظت و پاسبانی كند ، رابطه نسلها

 با يكديگر به كلی قطع می‏شد ، هيچ پدری فرزند خود را نمی‏شناخت و هيچ فرزندی پدر خودرا

 نمی‏دانست‏ كيست ؟ قطع اين رابطه ، اساس اجتماعی بودن بشر را متزلزل می‏سازد .


پيشنهاد اينكه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهی غيرت را كنار بگذارد درست مثل اينست

كه پيشنهاد شود غريزه علاقه به فرزند را بلكه به طوركلی‏ مطلق حس ترحم و عاطفه

 انسانی را به عنوان اينكه يك ميل نفسانی است‏ ريشه كن كنيم . در صورتی كه اين يك ميل

نفسانی در درجات پائين حيوانی‏ نيست بلكه يك احساس عالی بشری است . علاقه به حفظ

نسل در زن هم وجود دارد ، ولی در آنجا احتياج به پاسبان‏ نيست ، زيرا انتساب فرزند به مادر

 هميشه محفوظ است و اشتباه پذير نيست . از اينجا می‏توان فهميد كه حساسيت زن در منع

آميزش شوهر با ديگران ، ريشه‏ای غير از حساسيت مرد در اين مسأله دارد . احساس زن را

 می‏توان ناشی از خودخواهی و انحصار طلبی دانست ولی احساس مرد  چنانكه‏ گفتيم جنبه

 نوعی و اجتماعی دارد . ما منكر حس حسادت و انحصارطلبی مرد نيستيم . ما مدعی

هستيم كه فرضا مرد حسادت خود را با نيروی اخلاقی از ميان ببرد يك نوع حس اجتماعی در

 او وجود دارد كه اجازه نمی‏دهد با آميزش همسرش با مردان ديگر موافقت كند . ما مدعی

هستيم منحصر شناختن‏ علت حساسيت مرد به حس حسادت كه يك انحراف اخلاقی فردی

است اشتباه‏ است . در برخی از روايات نيز بدين موضوع اشاره شده است كه آنچه در مردان‏

است غيرت است و آنچه در زنان است حسادت . برای توضيح اين مطلب می‏توان يك نكته را

افزود و آن اينست كه زن‏ هميشه می‏خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد . جلوه‏گری‏ها ،

دليری‏ها ، و خودنمائی‏های زن همه برای جلب نظرمرد است . زن‏ آنقدر كه می‏خواهد مرد را

عاشق دلخسته خويش كند طالب وصال و لذت جنسی‏ نيست . اگر زن نمی‏خواهد كه

 شوهرش با زنان ديگر آميزش داشته باشد به‏ اين جهت است كه می‏خواهد مقام معشوق

بودن و مطلوب بودن را خاص خود كند . ولی در مرد چنين احساسی وجود ندارد .اينگونه

انحصار طلبی در سرشت مرد نيست . لهذا اگر مانع آميزش زنش با مردان ديگر است ،

ريشه‏اش همان‏ حراست و نگهبانی نسل است.

 شهوت پرستان از اينكه همسران آنها مورد استفاده‏های ديگران قرار بگيرند رنج نمی‏برند و

احيانا لذت می‏برند و از چنين كارهائی دفاع می‏كنند . برعكس ، افرادی كه با خودخواهيها و

شهوات‏ نفسانی مبارزه می‏كنند و ريشه‏های حرص و آز و طمع و ماده پرستی را در وجود خود

 نابود می‏كنند و به تمام معنی " انسان " و " انساندوست " می‏گردند و خود را وقف خدمت به

 خلق می‏كنند و حس خدمت به نوع در آنان بيدار می‏شود ، چنين اشخاصی غيورتر و نسبت به

 همسران خود حساستر می‏گردند . اينگونه افراد حتی نسبت‏ به ناموس ديگران نيز حساس

 می‏گردند . يعنی وجدانشان اجازه نمی‏دهد كه‏ ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گيرد . ناموس

اجتماع ناموس خودشان می‏شود . علی عليه السلام جمله عجيبی دارد . می‏فرمايد :

 " « ما زنی غيور قط » "

يعنی هرگز يك انسان شريف و غيور زنا نمی‏كند . نفرموده است : انسان‏ حسود زنا نمی‏كند ،

بلكه فرمود انسان غيور زنا نمی‏كند . چرا ؟ برای اينكه‏ غيرت يك شرافت انسانی و يك

حساسيت انسانی است نسبت به پاكی و طهارت جامعه . انسان غيور همانطور كه راضی

نمی‏شود . دامن ناموس خودش‏ آلوده گردد ، راضی نمی‏شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده

شود . زيرا غيرت‏ غير از حسادت است . حسادت يك امر شخصی و فردی و ناشی از يك

سلسله‏ عقده‏های روحی است ، اما غيرت يك احساس و عاطفه نوع بشری است . اين خود

دليل است كه " غيرت " از خودپرستی ناشی نمی‏شود ، احساس‏ خاصی است كه قانون

خلقت برای تحكيم اساس زندگی خانوادگی كه يك زندگی‏ طبيعی است نه قراردادی ، ايجاد كرده است .

برگرفته از کتاب مسئله حجاب استاد شهید مطهری

بوی گل محمدی از اشک تر شده است

با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده است

با ما مصیبتی ست که ورد زبان شده است

با ما مصیبتی ست که خون جگر شده است

ما عاشق محمد و ال محمدیم

از سوز غربتش دل ما شعله ور شده است
 
تبت یدا ابی لهب از لب نرفته است

تبت یدا ابی لهب از لب نرفته است


...


شعر از مداح بزرگوار حاج میثم مطیعی
دانلود مداحی از سایت شهدای گمنام

پیام مهم رهبر معظم انقلاب در پی اهانت به پیامبر اکرم(ص)

 
دوستان عزيزم در ابتدا بايد عرض كنم كه اين اهانت ها نشانه بزرگي و قدرت اسلام و ترس و ضعف
 
دشمنان اسلام است و اين اقدامات تلنگري است به ما تا خاتم النبيين را بيشتر و بهتر به جهانيان
 
بشناسانيم و در اين امر كوتاهي نكنيم  چون وظيفه مان سنگين تر شده است. حق نگهدارتان.
 
 
 
 
 
 
پيام مهم رهبر معظم انقلاب در پي اهانت نفرت انگيز دشمنان اسلام به ساحت نوراني پيامبر اعظم(ص):
 
متهم اول در اين جنايت، صهيونيسم و دولت آمريكا است/عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن مجازات شوند (۱۳۹۱/۰۶/۲۳ - ۲۰:۱۹)
در پي اهانت نفرت انگيز دشمنان اسلام به ساحت نوراني پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله و سلم حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به ملت ايران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه ي اين حركت شرارتبار را سياستهاي خصمانه ي صهيونيسم، امريكا و ديگر سران استكبار جهاني خواندند و با تشريح دلايل كينه ورزي صهيونيستها نسبت به اسلام و قرآن، تاكيد كردند: سياستمداران آمريكا اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن را كه دل ملتهاي مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با اين جرم بزرگ برسانند.
متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله العزيز الحكيم: يُريدونَ لِيُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون
ملت عزيز ايران؛ امت بزرگ اسلام
دست پليد دشمنان اسلام بار ديگر با اهانت به پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم كينه ي عميق خود را آشكار ساخت و با اقدامي جنون آميز و نفرت انگيز، خشم مجموعه هاي خبيث صهيونيستي را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان كنوني نشان داد. در روسياهي عاملان اين جنايت و گناه بزرگ همين بس كه مقدسترين و نوراني ترين چهره ميان مقدسات عالم را آماج ياوه هاي مشمئز كننده ي خويش ساخته اند. پشت صحنه ي اين حركت شرارتبار، سياستهاي خصمانه ي صهيونيسم و امريكا و ديگر سران استكبار جهاني است كه به خيال باطل خود ميخواهند مقدسات اسلامي را در چشم نسلهاي جوان در دنياي اسلام از جايگاه رفيع خود فروافكنده و احساسات ديني آنان را خاموش كنند. اگر از حلقه هاي قبلي اين زنجيره ي پليد يعني سلمان رشدي و كاريكاتوريست دانماركي و كشيش هاي امريكايي آتش زننده قرآن حمايت نميكردند و دهها فيلم ضد اسلام را در بنگاههاي وابسته به
سرمايه داران صهيونيست سفارش نميدادند، امروز كار به اين گناه عظيم و غيرقابل بخشش نمي رسيد. متهم اول در اين جنايت، صهيونيسم و دولت امريكا است. سياستمداران امريكا اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عاملان اين جنايت شنيع و پشتيبانان مالي آن را كه دل ملتهاي مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با اين جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نيز بدانند كه اين حركات مذبوحانه ي دشمنان در برابر بيداري اسلامي، نشانه ي عظمت و اهميت اين خيزش و مبشّر رشد روزافزون آن است، والله غالبٌ علي امره
سيدعلي خامنه اي
23/شهريور/1391

زنده بمون

زنده بمون!
 197936_995
شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..
 
نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.
 
زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.
 
 
هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.
 
در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.
 
 
سفید بپوش.
 
 
آب نبات چوبی لیس بزن.
 
بستنی قیفی بخور.
 
به کوچکتر ها سلام کن.
 
 
شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.
 
زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.
 
 
به دوست های قدیمیت تلفن بزن.
 
شنا کن.
 
هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.
 
خواب ببین.
 
 
چای بخور و برای دیگران چای دم کن.
 
جوراب های رنگی بپوش.
 
 
مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.
 
به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.
 
 
دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.
 
 
به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن.
 
 
قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.
 
از خواب های بد بپر و آب بخور.
 
 
به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.
 
کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.
 
 
خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس
 
بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.
 
 
شیرینی بخر.
 
 
با بچه ها توپ بازی کن.
 
برای خودت برنامه بریز.
 
 
قبل از خواب موهات رو شانه کن.
 
به سر خودت دستی بکش.
 
 
خودت رو دوست داشته باش.
 
برای خودت دعا کن!
 
برای خودت دعا کن که آرام باشی.
 
وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی.
 
تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.
 
 
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
 
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و
 
 خورشید دوباره بتابد.
 
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش
 
 باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.
 
 
برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.
 
برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛
 
چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.
 
ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.
 
برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که
 
 باید بروی خیلی طولانی است.
 
خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه
 
های خطرناکی دارد؛
 
پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیراست.
 
 
برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی.
 
چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به
 
 سراغ آدمبیاید، خیلی دردناک است.
 
هیچ وقت خودت را به مردن نزن!
 
برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
 
برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که
 
 نیاز داری بخوابی.
 
باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.
 
بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت.
 
تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه
 
و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی
 
 بیافرین تا دیگران همسهمشان را بگیرند.
 
 
برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی
 
 سینه ات راآلوده کند.
 
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.
 m0ri.com
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت
 
 رامعاینه کنند.
 
دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی
 
 کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!
 
 
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و
 
 بهآسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره
 
خداوند از آنجا رد بشود؛
 
آن وقت صدایش کن؛
 
به نام صدایش کن؛
 
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می
 
 خواهی؟؟!
 
تو صریح و ساده و رک بگو.
 
هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو
 
 دریغ نمی کند.
 
شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده
 
 بمانی. از او کمک بگیر.
 
از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ،
 
 دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه،
 
 توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و ...عشق... بدهد.
 
 
آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که
 
زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!!
 
دیگران را فراموش نکن

راه اندازی شبکه ماهواره ای ویژه زنان (شاید هم مردان) نقاب دار

 
سلام دوستان خيلي دوست دارم نظرتون رو راجع به اين عملكرد بدونم فكر مي كنيد هدف چي بوده ؟؟؟!!!! فايده ها يا ضررهاش؟؟
 
شبکه ماهواره ای ویژه زنانی که بر روی صورت خود نقاب (پوشیه) می زنند در مصر راه اندازی شد. در این شبکه ، تمامی مجریان آن ، زنان نقاب دار هستند. 
 
 
 
 




















توصیه ی حاج آقا دولابی برای ماه مبارک رمضان


 
  *کلام حاج اسماعیل دولابی*** *حاج اسماعیل دولابی  توصیه‌هایی برای درک لحظات ویژه ماه مبارک رمضان دارد که بخشی از آن را با هم مرور می کنیم**.* شب‌های ماه رمضان است، اغلب شما جوان هستید. وضو بگیرید. نماز بخوانید. کم حرف بزنید. کم قصه بگویید. این چیزهایی که در تلویزیون نشان می‌دهند برای تفریح است یا برای بچه‌ها. شما که روزه دارید کمتر این و آن را گوش دهید. کمی به کارهایتان برسید. نیم ساعت یا یک ساعت بعد از نماز در سجاده بنشینید و خدا را یاد کنید. افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت، به دعایی، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید. با خودتان خلوت کنید. به قرآن نگاه کنید. با اینکه اصلا ساکت بنشینید. این خیلی قیمتی است.
آدم افطار حقیقی را با خدا می‌کند. افطار حقیقی که خوردن نیست. ابعث حیا، آن افطار است . نماز پیامبر(ص) است. روزه علی(ع) است. افطار خداست. از افطار بالاتر هم چیزی نیست. علی(ع) روزه است؛ یعنی هر که علی(ع) را قبول کند در دنیا کم حرف می‌زند، آلوده نمی‌شود. ذکر دنیا را کم می‌کند ادعایش از بین می‌رود. هر که پیغمبر را نگاه کند نماز خوانده است. ذکر خدا می‌گوید، دعا می‌کند، صلوات می‌فرستد . همینطور می‌آید جلو تا خدا را ملاقات می‌کند و می‌گوید اشهد، خدا را دیدم. اشهد ان لا اله الا الله می‌گوید و بالا می‌رود .
 نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه “می” خور و نه ماه پارسا باش تفسیر این بیت حافظ این است که سه ماه رجب و شعبان و رمضان فصول اهل محبت است . سه ماه کافی است تا نه ماه دیگر را شراب صافی: یامن یکفی من کل شی و لا یکفی منه شی ، اکفنی ما اهمنی من امر الدنیا و الآخره آنچه نادیدنی است برایت به تماشا بگذارد .
 اولیای خدا چه چیزی برداشت کردند که وقتی به این ماه می رسیدند مثال بارز واشتاق الی قربک فی المشتاقین بودند . بی شک به خدا اطمینان داشتند و در هر حال رضا بودند . آدم ها برایشان فرقی نمی کرد و همه را به دید الهی می دیدند . مریضی و بی پولی و مرگ و غم و غصه و حتی شادیها برای آنها نشانه است از سلطان السلاطین . چرا ما به خدا اعتماد و اتکا نمی کنیم در صورتی که می دانیم کسی ما را اندازه او دوست ندارد و به فکر ما نیست و توکل بر غیر او خسران دنیا و عقباست . خاب الوافدون علی غیرک و خسر المتعرضون الا لک یک راهنمایی برای آنهایی که دلشان در حال تپش است :
 عارف فانی سید هاشم حداد (ره) می فرمایند: همت عالی دار ، به چیزهای کوچک قانع مشو ، اینقدر دور خود نگرد ، به اوبسپار و جلو برو .مرد باید عالی همت باشد . حیف است کسی که می خواهد به محضر سلطان السلاطین حضور یابد درراه مثلا از گدای سر گذر چیزی بخواهد.” ************************************************************************************************* *هر جا غصّه دار شدی استغفار کن. استغفار امان انسان است. * *به این کاری نداشته باش که چرا محزون شده ای ، اذیّتت کرده اند ؟ گناهی کرده ای؟ بعضی وجود خودشان را گناه می دانند. شما می گویی چرا من درست کار نمی کنم ، او خودش را گناه می داند. محزون که شدی استغفار کن. * *چه غم خود را داشته باشی و چه غم مؤمنین را ، استغفار غم ها را از بین می برد. همان طور که وقتی خطا می کنی همه صدمه می خورند ، مثلاً وقتی چند نفر کفران نعمت می کنند به همه ضرر می رسد ؛ استغفار هم که می کنی به همه ماسوای خودت نفع می رسانی**.* * در حدیث است که هشت چیز شما دست خداست : موت و حیات, مرض و صحت, فقر و غنا, خواب و بیداری, چه چیزی می ماند که دست خودمان باشد ؟* مرحوم دولابی

زندگی یعنی...


زندگی

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد
كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده
بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده
باقی بود
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت
تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و
بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و
جار و جنجال راه انداخت،

خدا سكوت كرد،
آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا
سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت،
خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده
افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت:

"عزيزم،
اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد
و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها
يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك
روز را زندگی كن."  
لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با
يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."  
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را
تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و
آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم
به كارش نمی‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي
را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک
روز زندگی كن."  
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در
گودی دستانش می‌درخشيد، اما می‌ترسيد
حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد
زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری
ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايي
ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای
دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف
كنم.."  
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به
سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی
را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد
می‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال
بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می
تواند.......  
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد،
زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست
نياورد،.....

اما  
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی
كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را
تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را
ديد و به آنهايی كه او را نمی‌شناختند،
سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از
ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد
و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و
بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.  
او در همان يك روز زندگی كرد.  
فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا
نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال
زيست"! 

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع
است؛ اغلب ما تنها به طول آن می انديشيم،
اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا
چگونگی آن است.  
امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتی برای
طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟ 

"نماز و تلاش"

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و
لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در
همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به
خانه برگشت.
یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد،
 با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد:
(( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید. از این رو چراغ
آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.)) مرد اول از او فراوان تشکر کرد و
هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد
اول از مرد چراغ به دست درخواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز
بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد. مرد اول درخواستش را
دو بار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید. مرد اول سوال کرد که
چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد:
 ((من شیطان هستم.))
مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: ((من شما
را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی
شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه
گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن
هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه دوباره به راه مسجد
برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده تان را بخشید. من
ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان
افراد دهکده تان راخواهد بخشید. بنا براین من سالم
 رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.))
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیندازید. زیرا هرگز نمی
دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است از مواجهه با سختی های در حین تلاش به
انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را
بطور کلی نجات بخشد. این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.
اگر ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می
گیرد،پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا
آسان نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و این پاداش را دریافت کنید؟
ستایش خدایی راست بلند مرتبه!

کاریکاتورهای یک مسلمان اروپایی

کاریکاتورهای یک مسلمان اروپایی

كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين




یک راهبه می تواند سرتاپای خود را بپوشاند تا زندگیش را وقف عبادت کند , درست است ؟
اما چرا وقتی یک زن مسلمان این کار را انجام دهد , مورد ملامت قرارمیگیرد ؟




كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012


 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


وقتی زنی در غرب خانه داری کند وبه تربیت کودکانش بپردازد مورد ستایش وتقدیر جامعه قرار گرفته فداکارشمرده میشود اما اگر همین کار را زن مسلمان انجام
دهد مورد ملامت قرار می گیرد



كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين



حقوق وآزادی هر دختری ایجاب می کند که به دانشگاه برود وهرچه را دلش میخواهد می تواند بپوشد اما دختر با حجاب مسلمان از ورود به دانشگاه منع می شود


كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012
 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012



 ,كاريكاتير


 انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


اگر کودکی به موضوعی علاقمند باشد باید آن را رشد ونمو داد اما اگر علاقمند به اسلام باشد باشد فایده ای ندارد



كاريكاتير
 انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


اگر شخصی جان خود را بخاطر نجات دیگران به خطر اندازد شجاع ودلیر خوانده می
شود وهمه جامعه او را محترم می شمارند اما اگر فلسطینی باشد وسعی کند فرزندش یابرادرش را نجات دهد تا مبادا دستش بشکند یا ازمادرش دفاع کند تاکه مورد تجاوزقرار نگیرد یا از منزلش دفاع کندتاکه ویران نشود به او تروریست می گویند  



كاريكاتير انجليزي

 مناصر



 للمسلمين
 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين

اگر یک یهودی شخصی را بکشد هیچ ربطی به دین یهودیت ندارد
اما اگر مسلمانی به جرمی متهم شود اسلام را متهم اصلی می دانیم



كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر
 للمسلمين


هر مشکلی که پیش اید ما انواع راه حل ها را می پذیریم اما اگر اسلام راه حل نشان دهد حتی حاضر نیستیم به آن نگاه کنیم


كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير

 انجليزي


 مناصر

 للمسلمين
 Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


وقتی کسی ماشین خوبی را به شیوه نادرستی براند کسی ماشین را مقصرنمی داند اما اگر مسلمانی خطا کند یا درست برخورد نکند مردم ما می گویند اسلام مقصر است !!




كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


بدون نیم نگاهی به قوانین وشرع اسلام, مردم ما هرآنچه که رسانه ها می گویند باور دارند , اما سؤال اینجاست که قرآن چه می گوید!




كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين
كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


چرا, چون او مسلمان است !



كاريكاتير
 انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين


آیا می خواهی این ستم پایان یابد؟
این ایمیل را برای هر که می شناسی بفرست



كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين



من مسلمانم مرا بکش وآن را هزینه های تحمیلی(اضافی) نام نه
دارائیم را غارت کن, به وطنم تجاوز کن , راهبرم را تو تعیین کن ونام آن را دمکراسی بگذار
--

چند جمله الهام بخش برای زندگی

  بسم رب المهدی

بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود. تصمیم بگیرید بر برداشتن کارهای سنگین تا بردارید. "ولا یخشون احدا الا الله" خب زحمتهایش چه؟ رنجهایش چه؟ محرومیتهایش چه؟جوابش این است که "و کفی بالله حسیبا" خدا را فراموش نکن، خدا حسابت را دارد. در میزان الهی، رنج تو، محرومیت تو، کف نفس تو، حرصی که خوردی، زحمتی که کشیدی، کاری که کردی، خون دلی که خوردی، دندانی که روی جگر گذاشتی، اینها هیچ وقت فراموش نمی شود.
20/07/1390 امام خامنه ای
 
 
 
 

معجزه تنفس

 
بینی شما قسمتهای راست و چپ دارد که هر دو قسمت برای تنفس تان بکار میروند، اما در حقیقت دو سوراخ بینی شما متفاوتند و شما میتوانید این تفاوت را حس کنید. حفره سمت راست بینی، نشانگر خورشید و حفره سمت چپ نشانگر ماه است.
وقتی سردرد دارید، سعی کنید که حفره سمت راست بینی تان را ببنیدید و برای تنفس کردن تنها از حفره سمت چپ استفاده کنید. خواهید دید که بعد از پنج دقیقه سردرد شما خوب خواهد شد
اگر احساس خستگی میکنید، برعکس اقدام فوق را عمل کنید. حفره سمت چپ بینی تان را ببندید و تنها از حفره سمت راست بینی تان تنفس کنید. بعد از مدتی احساس میکنید که خستگی شما برطرف شده است.
حفره سمت راست بینی شما به گرمی مربوط است و لذا براحتی گرم میشود این درحالی است که حفره سمت چپ بینی تان به سردی مربوط میباشد.
تفریباً همه خانم ها از حفره سمت چپ بینی شان تنفس میکنند، بنابراین با سرعت بیشتری خنک میشوند. اما بیشتر پسر بچه ها با بینی سمت راستشان نفس میکشند
image001.gif
آیا توجه کرده اید که وقتی از خواب برمیخیزید، کدام حفره بینی تان سریعتر تنفس میکند؟ اگر از حفره چپ تندتر تنفس میکنید، شما احساس خستگی دارید. بنابراین حفره سمت چپ بینی تان را ببندید و برای تنفس از حفره سمت راست خود استفاده کنید، خواهید دید که بسرعت احساس شادابی میکنید.
دوست من مستمراً سردرد بدی داشت و مکرراً به دکتر مراجعه میکرد و این سردرد باعث شده بود که حتی نتواند براحتی مطالعه کند و شبها نیز چنین سردردی را حس میکرد
image002.jpg
او مکرراً قرص های مسکن میخورد اما موثر نبود. تا اینکه تصمیم گرفت از راه تنفس، سردرد خود را بهبود ببخشد. حفره سمت راست بینی اش را بست و سعی کرد از حفره سمت چپش تنفس کند. او مشاهده کرد که در کمتر از یک هفته سردردش بهبود یافت لذا این تمرین را برای مدت یکماه بعد هم ادامه داد. چنین تمرینی برای تنفس کردن و بدون استفاده از قرص های شیمیایی تجربه شده ومفید بوده است.
شما هم امتحان کنید. بی ضرر است